کانادا شمالی‌ترین کشور واقع در آمریکای شمالی است. به صورت رسمی عنوان کنفدراسیون به کانادا اطلاق می‌شود، اما در واقع این کشور به صورت فدراسیون و زیر تشریفات سلطنت مشروطه مرتبط با پادشاهی متحده اداره می‌شود.

در جنوب و شمال‌غرب هم‌مرز ایالات متحده‌ آمریکا است. مرز ۸۰۴۵ کیلومتری بین این دو کشور طولانی‌ترین مرز بی‌دفاع در کل جهان است. کانادا از سوی شرق در کنار اقیانوس اطلس و از سوی غرب در کنار اقیانوس آرام قرار دارد. این کشور از شمال به اقیانوس منجمد شمالی و شمالگان می‌رسد.

پاییتخت کانادا شهر اتاوا است، محلی که در آن مجلس کشور و خانهٔ فرماندار کل قرار دارد. او به صورت تشریفاتی رئیس مملکت است و به عنوان نمایندهٔ ملکه الیزابت دوم در کانادا، مستعمرهٔ سابق بریتانیای کبیر، زندگی می‌کند. کانادا از نظر مساحت پهناورترین عضو مجموعهٔ کشورهای همسود (مشترک‌المنافع) است. بر پایه آمار ۲۰۰۶ (میلادی)، ۱۳۸٬۰۷۵ فارسی‌زبان در کانادا زندگی می‌کنند.

کانادا رتبه دوم بزرگ‌ترین کشورها را در اختیار دارد و این کشور بیشتر آمریکای شمالی را اشغال کرده ‌است. کانادا ازغرب و شرق به اقیانوس آتلانتیک و اقیانوس آرام واز شمال به اقیانوس منجمد شمالی محدود می‌شود و از سمت جنوب با شمالی ترین بخش ایالات متحده هم مرز است. با مستقر شدن اولین ساکنین این کشور، کانادا به عنوان کشور متحد سرزمینهای آن سوی دریاها یعنی بریتانیا و امپراتوری مستعمرهٔ فرانسه شناخته شد.

تقسیمات کشوری

کانادا به ۱۰ استان و ۳ قلمرو تقسیم شده‌است. استان‌ها در مجموع استقلال زیادی از دولت مرکزی دارند، اما، درجهٔ این آزادی عمل در نزد قلمروها کمتر است. مهم‌ترین استان از لحاظ اقتصادی و سیاسی استان انتاریو می‌باشد که شهرهای تورنتو و اتاوا در آن قرار دارد. کبک، آلبرتا، بریتیش کلمبیا، مانیتوبا، نیوبرانزویک، نیوفوندلند و لایرادور، نووا اسکوتیا، اونتاریو، جزیرهٔ پریس ادوارد و ساسکات چوان استان‌های این کشور هستند. ۳ قلمروی آن خطهٔ شمال غرب، نوناووت و یوکان است. نوع حکومت در استان‌ها، فدرالیزم با درجهٔ خود مختاری بیشتر، از دولت فدرال است که این خود مختاری در نوع حکومت قلمروها کمتر به چشم می‌خورد. هرکدام از این دو بخش، یعنی استان‌ها و قلمروها، دارای فهرستی از سمبلهای منحصر به خود هستند.

استان‌ها، مسئول اکثر برنامه‌های اجتماعی، مثل مراقبتهای بهداشتی، آموزش وپرورش و رفاه عمومی (کمکهای مالی) هستند و با هم بیشتر در آمد را از دولت فدرال دریافت می‌کنند، که این اصل تقریباً در میان ساختار حکومتی کشورها ی متحد در جهان، وجود دارد. دولت فدرال، با اعمال قدرت خود می‌تواند سیاستهای ملی را در مناطق استانی نیز، به اجرا بگذارد، مثل لایحهٔ الحاقی بهداشت کانادا ؛ که البته مسئولین استانی می‌توانند انها را نادیده بگیرند، اما این مسأ له در عمل به ندرت اتفاق می‌افتد.برابر سازی پرداختی‌ها (حقوق)، توسط دولت فدرال صورت گرفت تا به مردم اطمینان ببخشد که استانداردهای برابری در مورد ارائهٔ خدمات و اخذ مالیات، در میان استان‌های فقیر وغنی، ارائه می‌شود.

تمام استان‌های این کشور اعضای قوهٔ مقننه که از سرتاسر ایالات و استان‌ها انتخاب می‌شوند و ریاست آن به عهدهٔ نخست وزیر است را انتخاب می‌کنند.  اين کار به همان روشی است که خود نخست وزیر انتخاب می‌شود. هر استان همچنین دارای یک بخش است که نمایندهٔ ملکه الیزابت است، همانند استاندار کانادا، که به پیشنهاد نخست وزیر کانادا به این سمت منصوب می‌شود که در سالهای اخیر، در این باره با دولتهای استانی نیز، مشورت می‌شود.